یلدا...

گیرم که یلدا بیاید .شبی هم به درازا بکشد

 

برفی هم ببارد سفره ای هم چیده شود

 

اناری هم باشد و دیوان حافظی هم

 

چه یلدایی؟چه برفی؟چه فالی؟

 

بی تو اینجا همه شب یلداست...

 

همه شب سرد است....

 

همه شب فال مرا میگیرد یاد آشفته ی تو... 

 

                                  عمرتان یلدایی...

عکس مدل تزیین سفره و میوه شب یلدا

قهوه تلخ ...

تلخ منم

همچون قهوه ای سرد

که ساعات طولانی

نگاهش کرده باشی و ننوشیده باشی

تلخ منم;

قهوه ای تلخ . . .

که هیچ کس ندارد هوسش را....


بغض...

پشت این بـغض سنـگین ... بیدی نشسته... کــــه خیـــال میکرد... بـــا این

بـــادهــــا نمیلرزد...
 
از دست دادمت ، به راحتی یک نفس، به آسانی یک پلک ، سخت است


رهگذر...

 

آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:

خش خش برگ ها..............................

همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:

دوستت دارم.............................

فاصله...

درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است

دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد !

چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . .


هنوزم هست...

هنوزم هست...


من قصه با تو بودن را اینگونه بیان می کنم یکی بود.... 

هنوزم هست....



تنهایی...

تنهــايي يعني 

 بيــن ِ آدمــايي بـاشي که ميگن دوستت دارن .
ولــي ، کــنار ِدلتنگـيات نيـستن.

سیگار...

هــــی لعنتی

دوستـتـ دارم هایتـ را


لوله کردمـ و پیچیدمـ


تـوی سیگارم


اتش زدمـ و دودشان کـردمـ!


چون خنـده دارند...



ندارم جز آرزوی تو...

گمان نکن پشت پلکهای بسته ام رویای یک خواب آرام است ...

این چشمها پشت حصار این پلکها هم مُدام تو را مرور میکند

و بی قرار میشود از جای خالی " تو "

کاش میدانستی با دلم چه کرده ای !

تمام حال این روزهای من این است ...

"من جز تـــو آرزویی ندارم"